سه شنبه 25 مهر 1396

آخرین به روز رسانی05:43:54 AM GMT

ریاست

درباره دانشگاه

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

مرکز آموزش علمی- کاربردی جهاد دانشگاهی شعبه بندرانزلی در سال 1381 به همت جهاددانشگاهي و مشاركت مسئولان محترم بندر انزلي در آغاز با سه رشته با عناوين نرم افزار كامپيوتر، سخت افزار كامپيوتر و گرافیک رايانه اي در مقطع كارداني گشايش يافت و اكنون نيز با بيش از 1000 دانشجو در گروه های آموزشی فرهنگ و هنر، مدیریت و خدمات اجتماعی و فنآوری و صنعت در مقاطع کاردانی و کارشناسی دانشجو مي پذيرد .

عناوین رشته های تحصیلی کارشناسی مرکزآموزش علمی کاربردی جهاددانشگاهی بندرانزلی

- کارشناسی گرافیک تزئینی-محیطی

- کارشناسی گرافیک-تصویرسازی

-کارشناسی حسابداری مالی

-کارشناسی مدیریت شعب بانک

- کارشناسی مدیریت امورفرهنگی-برنامه ریزی فرهنگی

-کارشناسی حقوق ثبتی

- مهندسی فناوری اطلاعات-امنیت اطلاعات

- مهندسی فناوری اطلاعات-برنامه نویسی تحت وب

- مهندسی فناوری اطلاعات-تجارت الکترونیک

- مهندسی فناوری اطلاعات- طراحی صفحات وب

- مهندسی فناوری اطلاعات-فناوری اطلاعات

- مهندسی فناوری سیستم های سخت افزاررایانه

عناوین رشته های تحصیلی کاردانی مرکزآموزش علمی کاربردی جهاددانشگاهی بندرانزلی

- کاردانی حسابداری حسابداری مالی

کاردانی مدیریت امور اداری

کاردانی هنرهای تجسمی گرافیک

-کاردانی حقوق ثبتی

- کاردانی خبرنگاری

کاردانی کامپیوتر- شبکه های کامپیوتری

کاردانی فناوری اطلاعات اینترنت شبکه های گسترده

کاردانی نرم افزار برنامه سازی کامپیوتر

شورای مشورتی دانشجویی دانشگاه جامع علمی کاربردی

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

این صفحه در حال بارگذاری است

اتاق فـــکر پلی میان قدرت و دانش

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

تاریخچه

با گسترش دانش وتخصصي شدن عرصه هاي علمي، نياز به نوآوري فكري روزبه روز بيشتر احساس و نياز بهافرادي كه بتوانند افكارجديدي به مجموعه مديران و تصميم گيران كشورها ارائه كنند،بيشتر نمايان مي شود. اين افراد كساني هستند كه در اتاقهاي فكر ايده هاي جديد توليدمي كنند تا جامعه راهي تازه در عرصه هاي مختلف حيات خود بپيمايد.

ازنخستين سالهاي سده بيستم ميلادي، چالشهاي اقتصاد صنعتي و روابط پيچيده در اموربازرگاني و تحولات نوين درعرصه هاي سياست خارجي، موجب شد دولتها به اين واقعيت پيببرند كه به دانش روز و اطلاعات علمي و دقيقي در زمينه هاي مذكور نياز دارند. بدينترتيب، در ايالات متحده و همچنين در اروپا موج اقدام براي تشكيل مراكز تخصصيتحقيقاتي و فكري در جهت تربيت كارشناسهاي خبره و تحقيقات ويژه براي يافتن راه حلهايمورد نياز به راه افتاد. اين موج سبب شد تعداد زيادي از مراكز پژوهشي دانشگاهي ياشبه دانشگاهي تأسيس شوند كه كارشان به جاي تربيت دانشجو، تهيه راهكارهاي تخصصي برايحل مسائل پيش رو بود. از نخستين نمونه هاي معروف اين كانونهاي انديشه مي توان به«بنياد كارنگي براي صلح جهاني» (تأسيس در سال 1910 در آمريكا)، «مؤسسه مطالعاتاقتصادي جهاني كيل» (تأسيس در سال 1914 در آلمان)، «مؤسسه بروكينگز» (تأسيس درسال 1916 در آمريكا) و «مؤسسه سلطنتي مطالعات روابط بين الملل» (تأسيس درسال 1920 در انگلستان) اشاره كرد.

در سالهاي پس از جنگ جهاني دوم، تقاضا براياستخدام كارشناسان خبره در امور بين الملل، دفاعي و امنيتي براي كمك به سازمان هايدولتي، دفاعي و امنيتي افزايش يافت و همين امر به رشد كانونهاي انديشه بيشترانجاميد. در ايالات متحده بنگاه «رند» كه در 1948 تأسيس شده بود، همراه با گروهديگري از سازمانها و مؤسسات پژوهشي به تربيت نيروهاي خبره در امور دفاعي و طراحيساختارهاي دفاعي و نظامي تازه پرداختند و گروههاي كوچكتري از كانونهاي انديشه را بهصورت قراردادي در كنار خود به كار واداشتند.

تحولات اجتماعي و آشوبهاي سياسيدهه 1960 موج ديگري از كانونهاي انديشه را به وجود آورد. اين كانونهاي انديشه برفعاليتهاي اجتماعي و امور مربوط به محيط زيست تمركز داشتند كه يكي از آنها «مؤسسهامور شهري» تأسيس در سال 1968 بود.

در همين زمان، نگراني نسبت به بحرانهايفزاينده درامور سياسي و اقتصادي جهان سوم موجب شد گروه تازه اي ازكانونهاي انديشهكه فعاليت اصلي آنها تحقيق درباره مسائل جهان سوم بود تأسيس شوند. از نمونه هاي مهماين مراكز مي توان به «مركز توسعه بين المللي» تأسيس در سال 1959 در آلمان، «مركزتوسعه خارجي» تأسيس در سال 1960 در انگلستان و «مركز مطالعات اقتصادهاي در حالتوسعه» (تأسيس در سال 1960 ) در ژاپن اشاره كرد. يكي از مهمترين وظايف اين كانونهايانديشه تحقيق در زمينه هاي مختلف فعاليت در امور اقتصادي كشورهاي جهان سوم در شرايطدرگيريهاي سياسي ميان بلوكهاي شرق و غرب بود.

اتاقهاي فكر (كانون انديشه ياكانون تفكر) با هدف ايجاد پلي ميان قدرت و دانش تأسيس شدند. در واقع، كانونهاي تفكرساختارهاي مناسبي براي به كارگيري فكر، ايده، علم و دانش براي خدمت به قدرت بودند.به عبارت ديگر، كانونهاي فكر با مأموريت پشتيباني فكري و مشاوره اي از سياستگذارانو تصميم گيران حكومتي و با هدف سياست پژوهي متولد شدند و از طريق مطالعات وپژوهشهاي علمي، به حل مسائل و مشكلات سياستمداران و مديران مي پرداختند. كانونهايتفكر، نهادهاي دور از عرصه هاي اجرايي بودند كه سياستگذاران، مديران و رهبران را درفرايند تصميم سازي و تصميم گيري (قبل از وقوع مسأله، در حين مواجهه، زمان خلقگزينه ها و راهكارها، موقع تصميم گيري و بعد از آن در برخورد با پيامدها) همراهيمي كردند. بر اساس مطالعات مؤسسه ملي پيشرفتهاي پژوهشي ژاپن، حدود 320 كانون تفكردر 89 كشور جهان مشغول به كار هستند كه بيش از يك سوم آنها متعلق به ايالات متحدهاست. البته، اتفاق نظري در مورد تعداد اين كانونها در سطح جهاني وجود ندارد؛ بهعنوان مثال، طبق آمار وزارت علوم، تعداد اين كانونها در انتهاي سال 1383 برابربا 900 بوده است.

تعريف كانون تفكر

كانونهاي تفكر در ساده ترين تعريفعبارتند از مؤسسات سياست پژوهي مستقل. به عبارت ديگر، گروه يا مؤسسه اي كه برايانجام پروژه هاي قوي و حل مسائل مختلف، بخصوص مسائل حوزه هاي فناوري و راهبرديسياسي تأسيس شده است.مطابق تعريف «فرهنگ انگليسي آكسفورد»، كانون تفكر مؤسسه ايتحقيقاتي يا سازماني است كه به ارائه مشاوره و ايده در زمينه مسائل سياسي، اجتماعيو اقتصادي مي پردازد. كارخانه هاي فكر، كارخانه هاي مغز، كارخانه هاي ايده،كارخانه هاي تميز، جعبه هاي مغز، شركتهاي توليد ايده، تاجران ايده، بانكهاي مغز،بدنه هاي دانش و امثال آن، تعبيرهايي است كه صاحب نظران مختلف درباره كانونهاي تفكربه كار مي برند.

مديران و سياستگذاران عمدتاً با گستردگي، تنوع و تخصصي بودناطلاعات و كمبود وقت روبه رو هستند. كانونهاي تفكر، اين مشكل سيستمهاي مديريتي وسياستگذاري را برطرف مي كنند. در ضمن، اين مراكز از طريق خلق ايده هاي نو، پرورش وارائه آنها به دولتمردان، آنان را در بهره برداري از فرصتهاي جديد و ايجاد منافعبيشتر براي جامعه ياري مي دهند. امروزه كانونهاي تفكر فقط پاسخگوي مسائل مديراندولتي نيستند؛ بلكه به طيف وسيعي از مسائل مختلف جامعه مي پردازند.

ماهيتاتاق فكر

بنابراين اتاق فكر، منطق فكر شفاهي و باشگاه فكرسازي است و به كلي بااتاق بحران مديريت و اعمال استراتژي براي تحول و تكامل وضعيت موجود متفاوت است. ازآنجا كه آفرينندگي يكي از روشهاي حل مسأله در حوزه مديريت است، چنين عنوان مي شودكه واكنش مطلوب يك سازمان به تحولات پيرامونش، خلاقيت و آفرينندگي است. اتاق فكرنيز يكي از ابزارهاي آفرينندگي براي حل مسأله و توسعه خلاقيت در هر سازماني است.مكاني براي انديشيدن به يك مسأله يا موضوع، بدون حضور عواملي كه مانع آزادانديشي ويا محدوديت مي شوند. اين اتاق مكانيسمي براي تصميم سازي فكري براي تصميم گيري عمليدر حوزه انساني است.

اين اتاق بازوي مطالعات فكري و مشاوره مطالعاتي طراحان ومديران ارشد حكومتي، آموزشي، پژوهشي و فرهنگي خواهد بود، به طوري كه دربرنامه نويسي و برنامه سازي مفهومي و فكري نقش بايسته ايفا خواهد كرد و امكاننقدگرايي وپرسش آفريني جريان مي يابد. اتاق فكر، استراتژي سيستمي براي فكر كردناست و در عين حال سيستمي بودن اين اتاق، طراحي براي يكساني و همساني نيست و درقلمرو متفاوتي امكان ظهور مي يابد. اتاق فكر، هم پيوندي به گذشته دارد و هم نگاهيبه آينده دوخته است .

در اتاق فكر، تکنیک های گوناگوني براي توسعه خلاقيت وجود داردكه معروفترين آن «طوفان ذهنی» است. ( تکنیک طوفان ذهنی یکی از شیوه های برگزاری جلسات و مشاوره و دستیابی به انبوهی از ایده ها برای حل خلاق مسائل می باشد. در سال 1938 توسط الکس اس اسیون ابداع شد . این واژه هم اکنون در واژه نامه بین المللی وبستر اینگونه تعریف می شود : اجرای یک تکنیک گردهمایی که از طریق آن گروهی می کوشند راه حلی برای یک مسئله بخصوص یا انباشتن تمام ایده هایی که بطور خود به خود و درجا به وسیله اعضا ارائه می شود بیابند.)

در سازمانها با توجه به اهميتي كه موضوعخلاقيت دارد، اتاق فكر در طراحي ساختار سازماني لحاظ مي شود. در واقع، يكي ازبخشهاي اصلي در هر سازمان «اتاق فكر» است. از اين نظر بايد توجه داشت كه اتاق فكريك بخش اصلي در چنين سازمانهايي است و نمي توان به عنوان يك بخش مكمل و يا فرعيدرباره آن صحبت كرد. شايد يكي از تعاريفي كه بتواند توجيه كننده بحث باشد، اينمسأله است كه اگر مديران در گذشته صرفاً با تكيه بر دانش خود و حلقه محدود مشاورانبه اداره امور عمومي سازمان همت مي گماردند، اينك با بهره گيري از چنين سازه ايمي توانند به اداره عمومي امور بپردازند، به صورتي كه در تصميم گيري خود بابهره گيري از تفكر جمعي، ضمن شناسايي فرصتها، تهديدها و نقاط قوت و ضعف، خطاپذيريعملكرد خود را به حداقل كاهش دهند. اهتمام تعهد و توجه ويژه اهل تفكر و سياست بهاين كانونها و همچنين بازبيني علمي مستمر و منظم آنها براي مصون ماندن از آسيبهاياحتمالي، مسأله اي ضروري است.

به هر حال، اتاق فكر، دو نقش كليدي در برنامه سازيايفا مي كند: يكي فكرسازي براي مفهوم آفريني و ديگر گشودن گره هاي فكري اي كه درفرايند عمل رخ مي دهد. اين اتاق راهي براي كارشناسي كردن منطق عملي پژوهش، آموزش،رسانه و حكومت است تا هر كاري پشتوانه تفكر داشته باشد به طوري كه چنانچه در مقطعيسستي پيشه كرد، امكان نقدپذيري و پرسش در آن وجود داشته باشد.

اتاق فکر دو نقش اساسی در برنامه سازی ایفا می کند :

1) فکر سازی برای مفهوم آفرینی

2) گشودن گره های فکری ای که در فرایند عملی رخ می دهد

ضرورت اتاق فکر در سه پایه معنی می یابد :

1) پایگاه فکر سازی

2) بازسازی و اصلاح فکرها

3) بانک اطلاعات و دریافت فکرها

اين مركز با نشست كارشناسي، از نخبگان فكري در فرهنگ، آموزش،پژوهش، سياست، حكومت و رسانه، اطلاعات فكري را با اصل تعامل فكري دريافت مي كند ودر بانك اطلاعات فكر ذخيره مي نمايد. اين بانك به اتاق فكر امكان مي دهد كه به صورتباز، با جهان واقع مواجه شود و از خزانه فكر، مبادرت به فكرسازي كند، به نحوي كهبتواند در بلندمدت كارگاه فكرسازي داير كند و علاقه مندان را تعليم دهد .

ايناتاق دعوت به فكرورزي است كه هر چيز بايد ماهيت سيستمي داشته باشد. اين نهاد باگفتگو از نخبگان داخلي و خارجي و تعامل فكري، براي سيستم افكار ذخيره مي كند تاسيستم از آن بهره مند شود. بويژه سازمان پژوهشي، آموزشي و رسانهاي به چنين نهاديبيش از هر چيز ديگر نيازمند است تا با دريافت فكرها به توانايي خود در مفاهمه فكريكمك كنند .

ساختار اتاق فكر

اتاق فكر در ساده ترين حالت از سه بخش تشكيلمي شود. بخش اول گروه پشتيباني، بخش دوم گروه كارشناسان و بخش سوم هيأت امناي اتاق. گروه پشتيباني وظيفه ايجاد و اداره زيرساختهاي فيزيكي، اطلاعاتي، خدماتي، حقوقي ومالي را به عهده دارد. گروه كارشناسان بدنه فكري اتاق فكر را تشكيل مي دهند. اينكارشناسان وظيفه مطالعه، گردآوري، تحليل و بررسي اطلاعات و نظرات مختلف و در نهايتتوليد خروجيهاي اتاق فكر را عهده دار هستند. اين افراد، انديشمنداني فراتر ازحوزه هاي فني و مهندسي هستند كه قدرت تحليلگري، سياست سازي و تصميم سازي را دارند.هيأت امناي اتاق فكر، شبكه گسترده اي از مديران، سياستگذاران، صاحبنظران وكارشناسان حوزه هاي مختلف هستند و در عمل به عنوان يكي از منابع اطلاعاتي بدنه فكريعمل مي كنند.

انواع اتاقهاي فكر و جايگاه آنها

اتاقهاي فكر را ازجنبه هاي مختلفي مي توان تقسيم بندي كرد. از نظر مأموريتي و شرح خدمات و فعاليتها،مي توان اين كانونها را به كانونهاي تفكر سياسي، اقتصادي، اجتماعي، امنيتي، نظامي ،صنعتي ، تكنولوژيك و آينده پژوهي تقسيم بندي كرد. در اين تقسيم بندي، بعضي ازاتاقهاي فكر فقط بر يك يا چند حوزه كاملاً مرتبط متمركزند و به صورت تخصصي عملمي كنند؛ در حالي كه بعضي ديگر در حوزه هاي مختلف و گهگاه بسيار متفاوت مشغول بهفعاليت هستند.

وظايف كانونهاي تفكر

كانون تفكر، اطلاعات تحقيقاتيبي طرفانه و مناسبي را در اختيار سياستگذاران و مديران قرار مي دهد. بررسيبرنامه ها و سياستهاي مختلف، شناخت تهديدها، فرصتها، قوتها و ضعفها، انجام مطالعاتتطبيقي و بررسي تجربه ساير كشورها و الگوبرداري از آنها و در نهايت، بومي سازي اينالگوها و ارائه راه حلهاي مناسب، از مهمترين وظايف اتاقهاي فكر است.
اتاق فكر،اطلاعات تحقيقاتي را جمع آوري و آنها را به صورت بانكهايي دسته بندي مي كند .

دراين زمينه، تبادل اطلاعات با تمامي مراكز تحقيقاتي در داخل و خارج كشور اهميتفراوان دارد. نتايج حاصل از اين تحليلها بايد از طرق مختلف به اطلاع عموم مردمجامعه و دانشمندان و صاحب نظران آن حوزه برسد. نقش چنين كانونهايي از آن نظر اهميتدارد كه مي توانند شرايطي فراهم آورند كه سياستگذاران و مديران تحت تأثير متفكران،انديشمندان و متخصصان باشند، نه اينكه متفكران تحت تأثير مديران قرار داشتهباشند.

وضعيت فعلي اتاقهاي فكر در جهان

در بيش از 77 كشور دنيا كانونهايتفكر وجود دارند كه ثبت هم شده اند. بيشترين موارد در آمريكا گزارش شده كه از 76 تا 250 كانون تفكر ذكر شده كه البته اين اختلاف آمار، به تعريف و همپوشاني آنهابا مراكز تحقيقاتي برمي گردد.

ضرورت کرسی آزاد اندیشی

مطرح کردن ضرورت تشکیل کرسی های آزاد اندیشی و نظریه پردازی به بهمن ماه سال 81 برمی گردد. روزی که اعضای انجمن اهل قلم خدمت مقام معظم رهبری رسیده بودند و ایشان در آن دیدار فرمودند: «اگر بخواهيم در زمينه گسترش و توسعه واقعىِ فرهنگ و انديشه و علم حقيقتاً كار كنيم، احتياج داريم به اين‏كه از مواهب خدادادى و در درجه اوّل آزادانديشى استفاده كنيم.

در واقع همان روزها رهبر انقلاب حد و مرزهایی هم برای آزاداندیشی مشخص کردند. حد و مرزهایی که می بایست امروز مورد توجه جنبش دانشجویی و مسئولین قرار بگیرد. ایشان فرمودند:«ما ادب استفاده از آزادى را هم بايد ياد بگيريم و ياد بدهيم. اين هم وظيفه جمهورى اسلامى است. عدّه‏اى به نام آزادانديشى مرزهاى فضيلت و حقيقت را لگدكوب كرده‏اند و به نام آزادانديشى و نوآورى، همه اصول مقدّس حقيقى را ناديده گرفته يا تحقير و يا مسخره كرده‏اند. يك عدّه هم به‏صورت عكس‏العملى يا به‏خاطر مسائل ديگرى كه در ذهنشان بود، به پايه‏هايى چسبيدند كه بايد بر روى آن پايه‏ها نوآورى مى‏شد. نبايستى به آنچه كه گفته شده، اكتفا كرد و متحجّر شد؛ يعنى تحجّر در مقابل مرز شكنى و افراط در مقابل تفريط. همچنان كه بعضى در محيط سياسى، فاصله بين هرج و مرج و ديكتاتورى را اصلاً قبول ندارند و معتقدند كه در جامعه يا بايد هرج و مرج باشد يا ديكتاتورى! كأنّهُ از اين دو خارج نيست. در عرصه فرهنگى هم همين‏طور: يا بايد هرج و مرج و كفرگويى و اهانت به همه مقدّسات و ارزشهاى مسلّم و مستدل شود و يا بايد ذهنها بسته شود و تاكسى حرف تازه‏اى زد، فوراً همه او را هو كنند و عليه او جنجال نمايند! كأنّهُ هيچ حدّ وسطى بين اين دو وجود ندارد. ما بايد آن حدّ وسط، همان "امر بين الامرين" و تعادل را پيدا كنيم. البته اين هم از راه گفتگوى محترمانه، عاقلانه، منصفانه و با استدلال، عملى است. اين كار هم بايد در حوزه و در زمينه مسائل حوزه، در زمينه فقه، فلسفه، كلام و ديگر علوم رايج حوزه انجام گيرد و هم در دانشگاه

ایشان در آن دیدار تصریح کردند:«حكومت بايد به‏صورت آشكار از برخورد افكار به‏صورت سالم حمايت كند. يكى از وظايف نظام جمهورى اسلامى، حمايت صريح از برخورد افكار به شكل سالم است. اين‏كار، ظرف و مجرا لازم دارد و اين مجرا بايستى به وسيله خودِ دوستان دانشگاهى و حوزوى در بخشهاى مختلف تنظيم شود. آنها بايد اين مجرا را درست كنند و امكان بدهند.» ایشان در عین حال بین اصولگرایی و تحجر از یک سو و بین آزاد اندیشی و بی بند و باری از سوی دیگر تفکیک کردند.

به دنبال این سخنان رهبر انقلاب بود که جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه که در میان آنها نام حسن رحیم پور ازغدی، صادق لاريجانی، جواد محدثی، حميد پارسانيا و محمدتقی سبحانی نیز به چشم می خورد، دست به قلم شدند و خطاب به ایشان نوشتند:«سخنان مكرر حضرتعالى و به‌‌ويژه بيانات ارزشمند شما در ديدار اعضای محترم انجمن قلم در تشويق به نهضت علمی و آزادانديشی، يك فراخوان تاريخی است كه اگر به درستی از سوی نخبگان و متصديان فرهنگ كشور، درك و تعقيب گردد، نقطه‌ی عطفی در حيات انقلاب بوده و اگر بی‌پاسخ بماند، علامت سؤال و تعجب بر رفتار همگان است

نویسندگان نامه با اشاره به فرمایشات رهبر انقلاب آورده بودند:«يكی از عوامل اصلی زمينه‌ساز برای توليد "علم و نظريه" و نهضت نرم‌افزاری، همانا سالم‌سازی گفتگوها و سپس تضمين بقای اين فضای سالم و علمی برای مباحثه و گفتگوست؛ زيرا آنگاه كه تعادل در كار نباشد، جامعه‌ی علمی و فرهنگی ما در نوسان بين "سكوت" و "هرزه‌گوئی" خواهد پژمرد. حوزه و دانشگاه برای رشد، به فضائی دور از افراط و تفريط نيازمندند كه در آن، از سوءظن و بدبينی و ضيق صدر و از كفرگوئی و بی‌ادبی و حريم‌شكنی، خبری نباشد؛ فضائی باز و اسلامی كه در آن نه به محض شنيدن فكر تازه، به يكديگر تهمت و افترا بزنيم و نه تحت عنوان "نوانديشی"، مرزهای حقيقت و فضيلت را برچينيم و ترك اصول كنيم. در اين فضاست كه تفاوت "اصول‌گرائی" با "تحجر" و تفاوت "نوانديشی" با "بدعت‌گذاری" روشن خواهد شد. جامعه‌ی دينی به "آزادی" بدون هرج و مرج و به "ارزش‌باوری" بدون قشری‌گری، نياز مبرم دارد و برای مبارزه با افراط و تفريط، بهترين و شايد تنها راه حل، همانا تعريض و تضمين مسير "تعادل" است

با فاصله چند روز از نامه دانش آموختگان و پژوهشگران که در آن با اشاره به افراط و تفریط موجود در مناظرات و نظریه پردازی ها از رهبر انقلاب راهنمایی خواسته شده بود، پاسخ رهبری منتشر شد. مقام معظم رهبری نویسندگان نامه را فرزندان و برادران عزیز خود لقب داده و آورده بودند:«با همه‌ی مضمون نامه‌ی شما موافقم و از شما و همفكرانتان در حوزه و دانشگاه مى‌خواهم كه اين ايده‌ها را تا لحظه‌ی عملى‌شدن و ثمر دادن، هرچند درازمدت، تعقيب كنيد؛ نه مأيوس و نه شتابزده اما بايد اين راه را كه راه شكوفائى و خلاقيت است به هر قيمت پيمود. اين انقلاب بايد بماند و برنامه‌ی تاريخى و جهانى خويش را به بار نشاند و همين كه اين عزم و بيدارى و خودآگاهى در نسل دوم حوزه و دانشگاه نيز بيدار شده است، همين كه اين نسل از افراط و تفريط، رنج مى‌برد و راه ترقى و تكامل را نه در "جمود و تحجر" و نه در "خودباختگى و تقليد"، بلكه در نشاط اجتهادى و توليد فكر علمى و دينى مى‌داند و مى‌خواهد كه شجاعت نظريه‌پردازى و مناظره در ضمن وفادارى به اصول و اخلاق و منطق در حوزه و دانشگاه، بيدار شود و اراده كرده است كه سؤالات و شبهات را بى‌پاسخ نگذارد، خود، فی‌نفسه يك پيروزى و دستاورد است و بايد آن را گرامى داشت؛ و آنگاه كه نخبگان ما نقطه‌ی تعادل ميان "هرج و مرج" و "ديكتاتورى" را شناسایى و تثبيت كنند، دوران جديد آغاز شده است

ایشان تصریح کرده بودند:«من عميقاً متأسفم كه برخى ميان مرداب "سكوت و جمود" با گرداب "هرزه‌گوئى و كفرگوئى"، طريق سومى نمى‌شناسند و گمان مى‌كنند كه براى پرهيز از هريك از اين دو، بايد به دام ديگرى افتاد. حال آن‌كه انقلاب اسلامى آمد تا هم "فرهنگ خفقان و سر جنبانيدن و جمود" و هم "فرهنگ آزادى بى‌مهار و خودخواهانه‌ی غربى" را نقد و اصلاح كند و فضائى بسازد كه در آن، "آزادى بيان"، مقيد به "منطق و اخلاق و حقوق معنوى و مادى ديگران" و نه به هيچ‌چيز ديگرى، تبديل به فرهنگ اجتماعى و حكومتى گردد و حريت و تعادل و عقلانيت و انصاف، سكه‌ی رائج شود تا همه‌ی انديشه‌ها در همه‌ی حوزه‌ها فعال و برانگيخته گردند و "زاد و ولد فرهنگى" كه به تعبير روايات پيامبر اكرم(ص) و اهل بيت ايشان (عليهم‌السّلام)، محصول "تضارب آراء و عقول" است، عادت ثانوى نخبگان و انديشه‌وران گردد

رهبر انقلاب افزوده بودند:«چنانچه در نامه خود توجه كرده‌ايد، براى بيدار كردن عقل جمعى، چاره‌اى جز مشاوره و مناظره نيست و بدون فضاى انتقادى سالم و بدون آزادى بيان و گفتگوى آزاد با "حمايت حكومت اسلامى" و "هدايت علماء و صاحب‌نظران"، توليد علم و انديشه‌ی دينى و در نتيجه، تمدن‌سازى و جامعه‌پردازى، ناممكن يا بسيار مشكل خواهد بود. براى علاج بيمارى‌ها و هتاكى‌ها و مهار هرج و مرج فرهنگى نيز بهترين راه، همين است كه آزادى بيان در چارچوب قانون و توليد نظريه در چارچوب اسلام، حمايت و نهادينه شود

ایشان هر سه روش پیشنهاد شده وسط نویسندگان نامه یعنی تشكيل 1) كرسى‌هاى نظريه‌پردازى 2) كرسى‌هاى پاسخ به سؤالات و شبهات و 3) كرسى‌هاى نقد و مناظره را روش‌هايى عملى و معقول دانستند و افزودند:«من بر پيشنهاد شما مى‌افزايم كه اين ايده چه در قالب "مناظره‌هاى قانونمند و توأم با امكان داورى" و با حضور "هيئت داورى علمى" و چه در قالب تمهيد "فرصت براى نظريه‌سازان" و سپس "نقد و بررسى" ايده‌ آنان توسط نخبگان فن و در محضر وجدان علمى حوزه و دانشگاه، تنها محدود به برخى قلمروهاى فكر دينى يا علوم انسانى و اجتماعى نيز نماند بلكه در كليه‌ علوم و رشته‌هاى نظرى و عملى (حتى علوم پايه و علوم كاربردى و...) و در جهت حمايت از كاشفان و مخترعان و نظريه‌سازان در اين علوم و در فنون و صنايع نيز چنين فضائى پديد آيد و البته براى آن‌كه ضريب "علمى بودن" اين نظريات و مناظرات، پائين نيايد و پخته‌گوئى شود و سطح گفتگوها نازل و عوامانه و تبليغاتى نشود، بايد تمهيداتى انديشيد و قواعدى نوشت

رهبر انقلاب در پاسخ خود از مسئولین مربوطه خواسته بودند تا تمهیدات لازم را در این زمینه مورد توجه قرار دهند. از آن روز به بعد اگر چه دستورالعمل هایی تدوین شد و حتی مجموعه هایی هم شکل گرفت اما از یک سو تا نقطه مطلوب مورد نظر فاصله زیادی باقی ماند و از سوی دیگر تلاش ها به برگزاری نوع خاصی از کرسی ها محدود شد.

به دنبال مناظره های انتخاباتی بود که رهبر انقلاب ضمن مثبت دانستن اصل مناظره فرمودند:«اگر اين جور مناظره‏ها در طول سال و در طول چهار سال ادامه داشته باشد، ديگر وقتى در هنگام انتخابات پيش آمد، حالت انفجارى پيدا نمی كند؛ همه‏ى حرفها در طول زمان گفته خواهد شد، شنيده خواهد شد؛ نقدها، پاسخها، جوابها. اينها محسنات اين مناظرات بود كه خيلى خوب بود.» در واقع التهاب های ناشی از مناظره های انتخاباتی از بر زمین ماندن همان مطالبه رهبری یعنی برگزاری کرسی های آزاد اندیشی نشأت می گرفت.

اکنون اما با تاکید دوباره رهبر انقلاب بر ضرورت تشکیل کرسی های آزاد اندیشی به نظر می رسد می بایست عزمی جدی برای برگزاری بحث ها و مناظره های علمی، سیاسی و فکری آغاز کرد و در عین حال زمینه های نظریه پردازی در حوزه علوم انسانی و سایر علوم را نیز فراهم ساخت.

طبیعتاً آنچه اکنون بیش از همه متوجه جنبش دانشجویی است برگزاری جلسات مناظره آزاد دانشجویی است. جلساتی که در آن حرف ها و نقدها در چارچوب ادب و قانون بیان شود و قضاوت به مخاطبان واگذار گردد. و این در واقع همان چیزی است که پیشتر در اندیشه های امام(ره) و شهید مطهری مورد توجه قرار گرفته بود. استاد مطهری در این خصوص فرموده بودند:«من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار می دهم که خیال نکنند راه حفظ معتقدات اسلامی جلوگیری از ابراز عقیده دیگران است. از اسلام فقط با یک نیرو می شود پاسداری کرد و آن علم است و آزادی دادن به افکار مخالف و مواجهه صریح و روشن با آن ها

طبیعتاٌ مخاطب سخنان اخیر رهبر انقلاب هم جنبش دانشجویی بود. آنجا که فرمودند:«شما تجربه‌ى اين پدر پيرتان را در اين زمينه داشته باشيد. آنى كه كمك ميكند به پيشرفت كشور، آزادى واقعىِ فكرهاست؛ يعنى آزادانه فكر كردن، آزادانه مطرح كردن، از هو و جنجال نترسيدن، به تشويق و تحريض اين و آن هم نگاه نكردن. يك وقت شما يك حرفى ميزنيد، ناگهان مى‌بينيد همه‌ى ناظران سياسى جهان كه وجودشان انباشته‌ى از پليدى و خباثت است، براى شما كف ميزنند. به اين تشويق نشويد. به قول رائج بين جوانها، جوگير نشويد. بحث درست بكنيد، بحث منطقى بكنيد. سخنى را بشنويد، سخنى را بگوئيد؛ بعد بنشينيد فكر كنيد. اين همان دستور قرآن است. "فبشّر عباد. الّذين يستمعون القول فيتّبعون احسنه" سخن را بايد شنفت، بهترين را انتخاب كرد. والّا فضاى جنجال درست كردن، همين ميشود كه ديديد. جنجالِ قبل از انتخابات، بعد از انتخابات، انعكاسش ميشود اين؛ بخصوص وقتى دست بيگانه هم دخالت دارد...»

ایجاد کرسی های آزاد اندیشی دانشگاهی و دانشجویی در جوامع مسبوق به سابقه است و از حاصل شکل گیری آنها دولت ها و ملت ها از اثرات مثبت و بی نظیر آن کمال استفاده را برده اند. هرچند که در این میان، ملت ها و دولت هایی هم بوده اند که با عدم تطبیق این کرسی ها با واقعیت ها و هنجارهای جامعه و نبود ضابطه، نتوانسته اند از آن بهره لازم را ببرند و در مدت کوتاهی این کرسی ها در جوامع فوق محل مناقشات سیاسی خارج دانشگاه شده است.

آن چه که در میان غیرقابل انکار است، عدم جلوگیری از تولید فکر و طرح سوال در نسل جوان و علی الخصوص دانشجو است. سئوالات بی شائبه ای که می تواند با جواب های بسیار ساده (از منظر متفکران) پاسخ داده شود که در صورت نبود فضای لازم برای مطرح شدن این سئوالات، باعث ایجادتناقض در طبقه فکری مد نظر می شود.

این سئولات می تواند از حوزه فرهنگی ، اجتماعی شروع شده و به شبهات دینی ختم شود. سئوالاتی که دانشجو تشنه پاسخ های جامع و کامل نسبت به آن است و دوست دارد منابع لازم برای آن را در دسترس داشته باشد و یا بتواند نزد متخصصین، مطرح کرده و پاسخ آن را شنوا باشد. ویژگی بارز و مشترک تمامی این سئولات در نسل دانشجویی رویکرد چالشی و دلسوزانه سئوالات است، به طوری که بسیاری از مرزهای فکری افراد و جامعه را به زیر سئوال برده و می خواهد با حجت عقلی و شرعی پاسخ آن را دریابد.

حال با توجه به نکات ذکر شده چه باید کرد؟! آیا می توان الگوی مناسبی برای جامعه بزرگ دانشگاهی تدوین کرد که در پرتو این الگو دانشگاه ها کارخانه انسان سازی شود و کرسی های آزاد اندیشی دانشجویی، آزاد فکری و نظریه پردازی که دغدغه رهبر فرزانه انقلاب است در دانشگاه ها شکل گیرد؟

در جواب باید گفت که ایجاد بستر مناسب در دانشگاه ها نیازمند چهار مولفه بسیار مهم است، که به شرح زیر می باشد :

۱-ایجاد کرسی های آزاد اندیشی دانشجویی در بستر قانونی و ضابطه مند.

۲-بالا رفتن آستانه تحمل مسئولین دانشگاهی ، بدان معنی که پذیرای فضای نقد در دانشگاه ها باشند.

۳-لزوم درک صحیح تشکل های دانشجویی نسبت به جایگاه ویژه خود و تغییر نگاه سران جنبش دانشجویی نسبت به فعالیت های دانشجویی (نباید صرفاٌ فعالیت های دانشجویی منحصر به موضع گیری های سیاسی شود)

۴-فاصله گیری و عدم دست اندازی احزاب و جریان های سیاسی به فضای فکری دانشگاه ها.

اگر بپذیریم که دانشگاه ها مبداء تحولات است و این تحول لزوماٌ در احزاب و جریان های سیاسی خلاصه نمی شود و با ایجاد فرصت برای انعکاس صحیح تولیدات فکری دانشگاه ها در جراید (به علت وابستگی اکثر جراید به جریانات سیاسی) خواهیم دید که دانشگاه، پیشرو و خط شکن خواهد شد. خط شکنی که منوط به تعاملات واقع بینانه مدارس دینی با دانشگاه است. تعاملی که در صورت تحقق بخش عمده ای از بحران های فکری را در حوزه علوم انسانی و علوم اجتماعی برطرف خواهد کرد.

ویژگی روابط عمومی اثرگذار

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

ویژگی روابط عمومی اثرگذار

روابط عمومی اثرگذار بايدهمسو با بالاترین رده‌های مدیریتی یک سازمان در زمينه سازي براي اتخاذ تصمیمات مهم و راهبردي اقدام نموده و همواره خواسته‌ها و نظرات اساسی سازمان را در زمینه‌ی امور ارتباطی و اطلاع‌رسانی، به منظور هدایت افکار عمومی، به مرحله‌ی اجرا درآورد.

متخصصان و کارگزاران روابط عمومی اثرگذار با برخورداری از دانش و اطلاعات به‌روز، قادرند مديران رادر تصمیم‌گیری‌های اساسي ،بهبود کیفیت فعالیت ها وپديدآوردن ارزش افزوده یاری‌نمايند.

روابط عمومی اثرگذار قادر است به‌طور مستمر شش سیاست عمده را در سازمان‌ خود به‌مرحله‌ی اجرا درآورد:

- يك تاكيد بر نقش مشاركت و همياري نيروهاي كاري و سرمايه هاي انساني
- دو، ایجاد ارتباط خردمندانه و بدون تنش بین كاركنان برای دستیابی به اهداف سازماني
- سه، تفویض مسوولیت و اختیارات بایسته فقط به مديران ،كارشناسان و كاركنان مجرب و توانمند.
- چهار، ایجاد بستر مناسب برای تعامل بین جوامع درونی و بیرونی سازمان.
- پنج، تخصصی کردن امر تصمیم‌گیری هماهنگ برای مسوولان رده بالا، با ارايه اطلاعات صحیح و به‌موقع - شش، بهره‌گیری سازمان از اجماع شایسته‌ی خرد کارشناسان، خرد مدیریتی و خرد جمعی.

روابط عمومی می‌تواند با بهره گيري ازاين سياست ها، عملکرد سیستم‌های مدیریتی رادر عصر تکثر رسانه‌ها و توسعه‌ی ارتباطات به کمک کارشناسان خود، کارآمد و اثر‌بخش سازد.

نتایج برنامه ها از طریق سایت مرکز وتشکیل جلسات سخنرانی و همکاری با انجمن ها.

 

مسئول دفتر ریاست

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

 

نام و نام خانوادگی: محمدبرزگرکارچوکامی

سمت: مسئول دفترریاست

تحصیلات:کارشناس مدیریت امورفرهنگی

صفحه 1 از 2

خدمات فناوری اطلاعات

گروه مدیریت و خدمات اجتماعی